تنهای عاشق
![]() |
![]() | |
| دلم برات تنگ شده |
|
دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت بشکست عهد و ز غم ما هیچ غم نداشت دست در حلقه ی آن زلفت دو تا نتوان کرد تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد دلا چندم بریزی خون زدیده شرم دار آخر تو نیز ای دیده خوابی کن مراد دل برآر آخر دیدی ای دل که غم یار دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد |
|
دقايقي تو زندگي هستن كه
دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه مي خواي اونو از رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني
|
|
|
|
|
|
|
گلی از باغ |
|
|
|
|
|
بنام خداوندی که نوشت سرنوشت را |
|
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعن
|
دلم مسافر تنهای شعر شب بوهاست که مانده در عطش کوچه های چشمانت چه می شود تو صدایم کنی به لهجه ی موج به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت به انتهای جنون رسیده ام اکنون به انتهای خود و ابتدای چشمانت!! |
| صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
| نوشته های پیشین |
| هفته چهارم مهر 1384 هفته سوم مهر 1384 هفته دوم مهر 1384 هفته اوّل مهر 1384 |
| پیوندها |
| بیا تو گوگل سامان azize delaman rezaعزیز دل من رضا پارس موزیک |
|
RSS |
کتاب ايران













