گل من


ميگويند شيشه ها احساس ندارند اما وقتي
من روي شيشه ي بخار گرفته اي نوشتم :
دوستت دارم
آرام گریست

تقدیم به عزیزترین عزیز

![]()
تقدیم به بهترین خواهر دنیا![]()
![]()
لب هاتو غنچـــــــــــــــــــــــه نکن دلــــــــــــــــــــــــم می گیره

بزن بر ساز خوش آهنگ خود چنگ![]()
که با سوز دلــــــم باشه همـــاهنگ![]()

چه زیبای وقتی به آسمان می نگری![]()
و چه زیبا تر می شوی وقتی منو نگاه می کنی![]()
من به فدای یک لبخند زیبای تو
ای ماه شب های تنهاییم
![]()
حال کنید >>>>>>>>
عاشقا اینجا رو کلیک کنند
خیلـــــــــــــــــــــ-ی![]()
قشنگــــــــــــــــــــــــــه
http://haoldia.persianblog.com/1384_8_haoldia_archive.html#4266858
|
|
| |
اون روزخيلی خوش گذشت
. هميشه خوش می گذره
. شنیدم خيلی شيطونی کردی
. تا وقتی ترم تموم بشه وقت داريم با هم باشيم اگه بذارن. با هم
. تو راه دبیرستان
. نمی دونم وقتی برم از اینجا ، دور از تو چه بلايی سرم مياد
. بايد تحمل کرد . راه ديگه ای هست ؟؟؟ ![]()
شايد يه روزی از من بپرسی که آيا من تو رو قشنگ می دونم ؟ و من جواب می دم : نه
و تو از من بپرسی که : آيا دلم می خواد تا ابد در کنارت بمونم ؟ و من جواب می دم : نه
و تو از من می پرسی که : اگه ترکم کنی گريه می کنم ؟ و من جواب می دم :
نه
و تو خيلی خيلی ناراحت ميشی و ميخوای از پيشم بری که من دستاتو تو دستم می گيرم ومی گم : تو قشنگ نيستی ، تو زيباترينی ؛ من نمی خوام تا ابد در کنار تو باشم ، من نياز دارم تا ابد در کنار تو باشم و اگه تو ترکم کنی من گريه نمی کنم ، من می ميرم
. واحتمالاً تو توی اون لحظه يه نيشگون محکم از لپم می گيری يا شايد هم با مشت بزنی به بازوم .![]()
|
سلام اين مطلب رو از وبلاگ مرضيه گرفتم چون خيلي قشنگ بود گذاشتم شما هم بخونين رفت تا او زنده بماند. مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جان:"یواش تر برو من می ترسم" مرد جوان:"نه، اینجوری خیلی بهتره ." زن جوان:"خواهش می کنم،من خیلی می ترسم." مرد جوان:"خوب،اما اول باید بگویی که دوستم داری." زن جوان:"دوستت دارم،حالا میشه یواش تر برونی." مرد جوان:"مرا محکم بگیر." زن جوان:"خوب،حالامیشه یواش تر بری." مرد جوان:"باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت مرا برداری و روی سر خودت بگذاری،آخه نمی تونم راحت برونم.اذیتم میکنه." روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود .برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید.در این ثانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز اگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان رامطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست تا برای اخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. (دمی می آید و بازدمی می رود.اما زندگی چیزی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.)
| ||
|
من یه سوال داشتم چرا دخترا وقتی یکی رو دوست دارن بهش نمی گن ؟
به خدا اگه نگین طرف ازتون زده می شه بابا یه کلمه بگو دوست دارم البته اگه واقعا دوستش داری بگو
هیچوقت کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست نده همیشه سعی کن غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی | ||
******>>>>>>>>****>>>>>>وبلاگ مهندسی<<<<<<<***<<<<<<<*****

چه خوش بود ایام گذشته

در انتظار دیدارت آواره ترینم


تو را من چشم در راهم

وبلاگ>>>>>>>>>>>>>یه دوست<<<<<<<<<<<<<<<<<
اینجارو کلیک کن>>>>>>>>هک شدی یا می خوای هک کنی<<<<<<<<<
هدیه به اونی که اندازه دنیا می خوامش>>>>>> عشق